ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )

297

الفهرست ( فارسى )

( از اصحاب او ) ( ابو يعلى محمد بن شداد ، معروف بزبرقان است و اين كتابها از اوست : كتاب المقالات ) ( نازكست . كتاب المخلوقات ) . ( اسوارى ) ( ابو على عمرو بن قائد اسوارى . از بزرگان متكلمان بصره بود ، و هميشه نزد محمد بن ) ( سليمان بن على هاشمى بسر مىبرد . و از اساوره « 1 » بشمار مىرفت . عمرو بن عبيده را ديده و ) ( از او آموخته و مناظره‌هائى با او داشته است . وفاتش بعد از سال دويست به مدت كمى بود . ) ( و بابو منذر سلام قارى در حضور محمد بن سليمان گفت : حق از چه كسى است ، سلام گفت ، ) ( از خداست . گفت حق‌دار كيست ، گفت خداست . گفت ، باطل از كيست ، گفت از خداست ) ( گفت پس باطل‌گو كيست ، سلام ساكت مانده و مجاب گرديد . و از كتابهاى اوست . . . ) ( بشر بن معتمر ) ( ابو سهل بشر بن معتمر ، از كوفيان . و بقولى ، بغدادى و از بزرگان معتزله ، و رؤسا ) ( آنان بوده و در زمان خود برياست نائل گرديد . و با اين وصف راويه اشعار و اخبار و شاعرى ) ( است كه اشعارش بيشتر مزدوج بوده ، و كتابهاى نثر را در كلام و فقه بشعر درآورده ) ( و ما در مبحث شعر و شاعران ، و اشاره به آن نموده‌ايم . گروهى از علماء وى را بر آبان لاحقى ) ( برترى مىدادند ، و قصيدهء در حدود سيصد ورق دارد كه در آن حجج و برهان خود را بيان ) ( داشته ، و در مخمس ، و مزدوج كسى بتوانائى و پايه او نمىرسيد . وى به بيمارى پيسى بدن ) ( مبتلا شد ، و در سال دويست و ده ؛ با سالخوردگى زيادى درگذشت . جاحظ گويد : بشر ) ( بن معتمر بابو هذيل بدگمان بود ، و نسبت دوروئى و نفاق به او مىداد ، و در بيان صفات او ) ( مىگفت : ابو هذيل نادانى را ، در صورتى كه مردم او را دانا بدانند - بيشتر دوست دارد ، ) ( تا آنكه دانا باشد . و مردم نادانش خوانند . و پست فطرتى را - در صورتى كه مردم او را ) ( بزرگوار پندارند - بيشتر دوست دارد ، تا آنكه بزرگوارى داشته باشد ، و مردمان وى را )

--> ( 1 ) اساوره - سركردگان ايران ( اقرب الموارد ) .